soleness
تنهایی بهتر از نامردی...
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!ولي افسوسس.................... تصمیم گرفتم آنقدر کمیاب شوم شاید دلی برایم تنگ شود ولی افسوس فراموش شدم؟ یک روز یک فقیری نالان و غمگین از خرابه ای رد می شد و کیسه ای که کمی گندم در آن بود بر دوش خود می کشید تا به کودکانش برساند و نانی از آن درست کنند شب را سیر بخوابند . در راه با خود زمزمه کنان می گفت : ” خدایا این گره را از زندگی من بازکن ” همچنان که این دعا را زیر لب می گذارند ناگهان گره کیسه اش باز شد و تمام گندم هایش بر روی زمین و درون سنگ و س...وخال های خرابه ریخت. عصبانی شد و به خدا گفت :” خدایا من گفتم گره ام زندگی را باز کن نه گره کیسه ام را ” و با عصبانیت تمام مشغول به جمع کردن گندم از لای سنگ ها شد که ناگهان چشمش به کیسه ای پر از طلا افتاد. همانجا بر زمین افتاد و به درگاه خدا سجده کرد و از خدا به خاطر قضاوت عجولانه اش معذرت خواست. 1-داداش اینترنتی تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجانی بگیرت!و بدون وجدان درد اد لیستشو نو پر از این داداشیهای رنگ و وارنگ کنن! 2-داداش خر زور تا در موقع لزوم حال بعضیا رو بگیره 3-داداش خوش تیپ و پولدار تا به دوستاش بگه این بی-اف م 4-داداش خرخون تا شب امتحان واسش تقلب بنويسه 5 -داداش ماشين دار كه اونو اينور اونور ببره 6 -داداشي كه چشم ديدنشو ندارن(داداش واقعي خودشون) ... امشب یکی از اون شب است که بازم احساس تنهایی میکنم این آهنگ ام اینقدر گوش دادام دیگه از حفظ ام.... فقط مینویسم آخه چرا من؟؟؟؟؟خدا؟؟؟؟؟ ولی میخوام بعد از این همه مدت از خودم امشب بنویسم... بنویسم تا شاید یکم آروم شم بنویسم شاید خدا دلش برام سوخت و یکار کنه که از ااین اوضاع بیرون بیام... آره بچه ها، آبجی، دادا سجاد ، داد حسین ، داداها و دوستان عزیز ام ،،،امشب خیلی دلم گرفته آخه تو این تاسوعا عاشورا یه چیزای دیدم یه کارای کردم یه کسای رو دیدم که باورم نمیشه که من با اینا به اینجا رسیدم ،یه نفر و بعد ۲ سال دیدم اونم کجا بیرون از شهرمون ،از خدا تو این دو روز دو چیز خواستم که بازم بهشون رسیدم ،وای خدا جون امسال این 2 روز خیلی خوب گذشت برعکس پارسال، خیلی بهم خوبی کردی دوست دارم خدا جون... ولی نمیدونم چرا دلم گرفته امشب؟ چرا؟ شاید به خاطر این کسایه که دیدم ... شایدم به خاطر.... خدا جون چرا من دیگه نتونستم با کسی دیگه ای دوست باشم چرا من مثل پسرای دیگه نیستم ؟؟؟؟ چرا نمیتونم به کسی دیگه فکر کنم؟؟ چرا فقط همون 2 تا تو زندگیم اومدن و دیگه نخواستم؟؟؟ چرا آخه؟؟ چرا هر کی و میبینم تا اخرش راه که جدای و بی وفایه میرسم؟؟ آخه چرا خدا مگه من یه جای نیستم که وقتی به هرکی میگم دیگه با کس دیگه دوست نیستم باورش نمیشه؟؟ چرا آخه به هرکی میگم جز 2 نفر بیشتر دوست نبودم باورشون نمیشه و میگن تو با اون جای که هستی محاله!!!! مگه من خدا چی کار کردم که عمو ام بهم اینو میگه!!!؟؟ مگه من خدا چی کار کردم، مگه جز دوست داشتن کاری کردم ، خدا جون چرا من حتی نمیتونم مثل دوستای خودم که کنارم ان باشم که هفته ای با یه نفرن؟ چرا امشب از همه زده شدم ؟؟؟ چر ااونا اونجوری بودن؟؟؟ خدا جون بازم دلم گرفته اونم بعد این همه مدت،،،، خدا جون خیلی احساس تنهایی میکنم من و از این تنهایی بیرون بیار... خدا جون یه کاری کن میدونم که تو میتونی... ستایش کردم گفتند خرافات است عاشق شدم گفتند دروغ است گریستم گفتند بهانه است خندیدم گفتند دیوانه است "دنیا را نگهدارید میخواهم پیاده شوم" (دکتر شریعتی) ------------------------------------- صدای کودکی را از بی مادری بشنوم صدای مجرمی را از بی گناهی بشنوم صدای عاشقی را از جدایی (دکتر شریعتی) ----------------------------------------- وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی) -------------------------------------------- گریستن خوب نیست مگر بشود جوری گریست که چشم ها نفهمند -------------------------------------- من از دو کار نفرت دارم : یکی درد دل کردن که کار شبه مردهاست و یکی هم از خود دفاع کردن برای تبرئه خود جوش زدن که کار مستضعفین است. شجاع به همدرد نیازمند نیست از ناله شرم دارد. ---------------------------------------- زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمی دهد ------------------------------------------- چقدر این قفس برایم تنگ است. من تاب تنگنا ندارم !
تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد....... ----------------------------------------------------------- بعد از اين به همه عشق جهان مي خندم به هوس بازی اين بي خبران مي خندم من از آن روزي كه دل دارم رفت به غم و شادي عشق دگران مي خندم خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است كارم از گريه گذشته است به آن مي خندم زندگی تلخ ترین خواب منست خسته ام خسته از این خواب بلند خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهايي كه بي تو شب ميشود و شبهايي كه باز هم بي تو ميگذرد تا كه طلوعي و غروبي ديگر بيايند و باز هم گذر زمانها كه بي تو ميگذرد ...! ميگذرد ...! ميگذرد و باز هم ميگذرد
سلام دوستان ببخشید چند وقت نبودم سرم خیلی خیلی شلوغ بود دست به یه کار بزرگ زدم که اصلا وقت نبودم به کارا شخصی خودم برسم... ولی الان اگه بتونم به آخر برسونمش دیگه تموم میشه... آبجی جون ببخش که چند وقت کم پیدا بودم... و دوست خوبم سجاد از تو هم همین طور... تویه شیرینی تلخی واسه قلب نیــــــــــــمه جونم تو این نوشته هایی که برا تو میـــــــــــــــنویسم تویه شیرینی تلخی تویه خاطــــــــــــــرات دورم تو تموم لحظه های دل ساکت و صبـــــــــــــورم تو یه رویای قشنگی توی خواب هر شب من تو یه آه سینه سوزی توی گرمای تب من تو یه فریـــــــــاد بلندی تو سکوت بی کسی هــــــــــــام تو یه عشقـــــــــــی که بریدی من واز دلبستگی هـــــام کــــــــــــــــــجایی عزیز من بی تو من یه لحظه خوشی ندارم کـــــــــــــــــجایی که بی تو من غـصه میخورم تلخه روزگارم تو که رفتـــــــــــــــــــی از کنارم غم غریـــــــبی اومد سراغم بیا تا دوباره احســـــــــــــاس کنم تو دنیــــــــــــا یکی و دارم ۳ ۲ ۱ ... من اومدم شما رو دیوونه کنم... وای مامانم اینا برینن کنار خودم دارم میوم وسط همه باهم بگین مبارک مبارک خوب بچه ها بریم کیک بخوریم امروز تولدمه و خیلی حرفا هست که....
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
میان این همه گریه ...
فقط برای تو ... به شوق تو می نویسم .
اگر که حال من اینست :
- اینجا دور و ناصبور و بی طاقت -
برای تو مانده ام ؛ اگرچه بی تو چنینم ... !
ز من مخواه که آرام شو م ، دل به لحظه بسپارم
تو خوب می دانی ...
دلم که بی نگاه تو ماند ، حال و روز لحظه همین است ...
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!
مبارکت باشه ولی آتیش گرفته این دلم
خیال می کردم با منی عشق منی مال منی
فکر نمی کردم یه روزی راحت ازم دل بکنی
باور نمی کردم بخوای راست راستی تنهام بزاری
آخ که یه عمر همش بهم گفته بودی دوسم داری
گفته بودی عاشقمی بپای عشقم می شینی
می گفتی هر جا که باشی خودت و با من می بینی
رفتی سراغه دشمنم یه پست نامرد حسود
یکی که حتی بخدا لنگه ی کفشمم نبود
به ذهنشم نمی رسید حتی نگاش کنی یه روز
آخ چه دردی می کشم ای دل بیچاره بسوز
با این همه ولی هنوز عشقت برام مقدسه
همین که تو شاد باشی و بخندی واسه من بسه
تاج عروسیت و برام خودم هدیه می خرم
غصه نخور حرفات و من پیش کسی نمی برم
هر کی بپرسه بهش میگم خودم ازش خواستم بره
میگم برای هر دومون اینجوری خیلی بهتره
تاج عروسیت و برام خودم هدیه می خرم
غصه نخور حرفات و من پیش کسی نمی برم
هر کی بپرسه بهش میگم خودم ازش خواستم بره
میگم برای هر دومون اینجوری خیلی بهتره
با اینکه می دونم برات همدم و غمخوار نمیشه
آرزو می کنم دلت یه لحظه غصه دار نشه
با این که می دونم یه روز تو رو پشیمون می بینم
همیشه از خدا می خوام چشمات و گریون نبینم
با این که از دوری تو دلم داره می ترکه
ولی بخاطر تو هم شده می گم مبارکه
مبارکه
تاج عروسیت و برام خودم هدیه می خرم
غصه نخور حرفات و من پیش کسی نمی برم
هر کی بپرسه بهش میگم خودم ازش خواستم بره
میگم برای هر دومون اینجوری خیلی بهتره
تاج عروسیت و برام خودم هدیه می خرم
غصه نخور حرفات و من پیش کسی نمی برم
هر کی بپرسه بهش میگم خودم ازش خواستم بره
میگم برای هر دومون اینجوری خیلی بهتره
--------------------------------------------------------




دارم همونی میشم که سالها باهاش بودم...تنها، دیوونه، گریون
دلم گرفته
از این به بعد اگر اینجا چیزی بنویسم فقط دلتنگیه
دیگه نمی خواد سر بزنید و بخونین...دلتنگی های من که خوندن نداره همش تکراریه
از این تنهایی لذت می برم..حال می کنم..دوسش دارم....موبایل خاموش....هرکسی هم که زنگ میزنه
خونه یا من نیستم یا خوابم
این بغض لعنتی داره اشک میشه...اما تمومی نداره...هی می باره....ولی بازم هست
دعا کنیدتموم بشه
«میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش ![]()









![]()
تولد تولد تولدم مبارک 


| Design By : Night Melody |



